فرش میخک!

سلام دوستان

ممنونم از نظرات و اینکه از وبلاگ من بازدید می کنید....ترانه ی فرش میخک و دیروز گفتم و فکر میکنم بهتر باشه بطور کامل اینجا بنویسم....بازم از لطفتون خیلی ممنونم....

هرکسی بود جای تو شبیه مجنون میشد

به اینهمه ترانه یه دنیا مدیون میشد!

هرکسی بود جای تو پاییز و فریاد می زد

تولد و ترانه...هردوشون و داد می زد

هرکسی بودجای تو امروز کنار من بود

زیادی عاشقونه اون بی قرار من بود......

 

فرش میخک:

تو خلوت اقاقی بارون ترانه سازه

اون سایه روی شیشه همون محرم رازه

تو چشمک ستاره قصه ی ماه و خوندن

اونا که از قدیما تو شب رویا موندن

پس اونهمه قصه یه عالمه اشاره ست

بدون خواب ترانه پره حرفای تازه ست

تو کوچه ها شبونه عطر بنفشه پیچید

وقتی نگاه گرمت به من امید و بخشید

نبض ترانه هام و گرفتی تندتر می شه

حال مسافرامون نباشی بدتر می شه

رسیدن بهار و اونهمه فال تازه

دلی که با حضورت دوباره پره نازه

یه سایه روی شیشه چند تا امید ابی

شب شعره عزیزم کجای این کتابی؟!

مهر سکوت شکسته با حرفای قاصدک

می یای و زیر پاهات میشینه فرش میخک

 

 

 

/ 578 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

کنار کرانه ی دریا بودم,و نفس خنکش تمام روحم را صیقل می داد.من تشنه بودم,لب هایم خشکیده و جگرم عطش زده.تو کنارم نبودی و من اب را سراب می پنداشتم.[گل]

کیانی

[سوال][سوال][سوال] پاک وبلاگت را فراموش کرده ای؟

سپیده

به نور نگاه کن,سایه ها پشت سرت خواهند بود.[گل][گل][گل][بغل]

انیتا

سلام دوست گلم.بروز شدی خبرم کن بی زحمت.[منتظر][گل][گل][گل]

رضایی

دختر کبریت فروش دوستانش همیشه او را از اتش می ترساندند.خودش هم اصلا" دوست نداشت که مانند دوستان خودش گرفتار شعله های اتش شود.اما یک روز بر خلاف میلش دخترکی او را از جعبه بیرون اورد .بر روی قوطی چوب کبریت کشید و او در مدت کوتاهی تبدیل به خاکستر شد.........

طیبه

((همه چیز تغییروی کند.عقاید,فلسفه ها و نظام های ظاهری,اما خداوند بدون تغییر باقی می ماند.)) همفری راد[گل][گل][گل]

هاله

نخستین گام برای کسب موفقیت این است:از ان چه که هستید شادمان باشید.[گل][گل][قلب]

نازنین

کجایی ارمیتا جان.پاک یادت رفته که وبلاگ داری.....[متفکر][قلب][گل][گل]

عابر

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن

آمد

سروده زيبايي بود مرسي اما يه بيتش زياد به نظرم جالب نبود : رسیدن بهار و اونهمه فال تازه دلی که با حضورت دوباره پره نازه از نظر رديفي و قافيه شايد به نظر آهنگين باشد اما پره نازه با فال تازه از نظر سنخيتي همطراز نيستند البته عذر ميخوام من فقط نظر شخصيمو گفتم .